تبلیغات
راوی - مطالب هفته چهارم مرداد 1391
سه شنبه 31 مرداد 1391  02:36 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

تا حالا شده حس کنید سرطان گرفتید؟!

سرطان روحی!

حس کنین یه چیزی افتاده تو روحتون و داره از درون ذره ذره وجودتون رو از بین میبره و حسابی از خدا دورتون میکنه!

من هم حس نکردم

اما باید مراقب باشیم

همیشه گفتن "پیشگیری بهتر از درمان است"!


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
سه شنبه 31 مرداد 1391  12:59 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه؛ انک انت الوهاب

و این چیزیست که از آن می ترسم!

خدایا، نکند روزی برسد که تو دستمان را ول کنی و به جایی برسیم که قلب هایمان به تو پشت کنند - آن هم بعد از رو آوردن به تو - و بدتر از آن؛ فکر کنیم که راه درست را انتخاب کرده ایم!

گاهی اوقات فکر می کنم ترس من بی مورد است... مگر می شود خدا بنده اش راه رها کند؟!

خودت کمک کن که تمام تلاشمان را در راهت بکنیم و هیچ وقت از تو دور نشویم

که تمام امیدمان به توست



  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 29 مرداد 1391  09:14 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم
ماه رمضان تمام شد
دیگر باید باورمان شود- هرچند که کمی سخت است! - که ماه خدا تمام شد! اما بندگی خدا نباید تمام شود.
ان شاءلله که تمام تاثیراتمان از این ماه مبارک را حفظ کنیم.
و سال آینده نماز عید را پشت سر مولایمان بخوانیم
به امید ظهورش.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 29 مرداد 1391  02:10 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

کوله بار ما از این ضیافت - هر چند اگر اندک باشد - باز هم نعمت بسیار بزرگیست و باید به خاطر آن جشن گرفت

خدایا از تو تشکر میکینم که یک بار دیگر ما را به میهمانی خودت دعوت کردی

کوله بارمان را به تو می سپاریم

تا شیطان و نفسمان آن را از چنگمان درنیاورند

که تو بهترین مراقبانی


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 29 مرداد 1391  01:16 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

می گویند باید سوخت و ساخت، اما من میگویم با بودن او باید ساخت، اما سوختن نه...

همان کسی که حتی اگر هیچ کس هم برای گفتن دردت پیدا نشود باز هم مطمئن هستی که او صدایت را می شنود. و همیشه همدم توست.

اما کاش لااقل آنقدر ایمانمان قوی بود که همیشه وقتی با او درددل میکردیم جوابش را هم می شنیدیم... در اینصورت شاید دیگر "درد دل" معنی نداشت! یا حداقل شاید باقی ماندن" درد "در دل معنی نداشت، و دیگه هیچ دردی نگفته و جواب نگرفته نمی موند!

پ.ن: میخواستم درددل کنم تو این پست، اما گاهی اوقات فقط به خودش میشه درد ها رو گفت!


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 28 مرداد 1391  05:34 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


فقط چند ساعت مانده که تمام شود... فقط جند ساعت!

خدایا

همش میترسم که کوله بارم خالی باشه

نکنه با تمام شدنش همه چیز تمام شود...
نکنه بعد این چند ساعت وقتی به خودمون نگاه میکنم ببینم که همان آدم یک ماه پیشیم

تو به هر کاری قادری

خودت کاری کن که تا سال آینده- و تا آخر عمرمان -راضی باشیم از وضعمان

و همانی باشیم که تو میخواهی


پ.ن: هنوز نتم درست نشده و مجبورم وقتایی که کار ضروری دارم با دایال آپ وصل شم. ان شاءلله که امروز درست شه.


نظرات()   
   
دوشنبه 23 مرداد 1391  04:32 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

گاهی اوقات جای "عقل" را در تصمیم گیری های ما "احساسات" میگیرد!

چیزی که شاید برای بسیجی ها گاهی اتفاق می افتد

کاش کمی فکر میکردیم

که آیا اگر رهبرمان در این موقعیت بود، از کار ما خوشش می آمد؟!


پ.ن1: خطاب به کسانی که هنگام سخنرانی ناطق نوری در شب بیست و سوم رمضان در حرم مطهر امام رضا وقتی که ناطق حرفای بو دار و بی ربط به مناسبت و مکان زد اونجوری رفتار کردن.

پ.ن2: این چند روز نتم مشکل داره، شاید پست نذارم.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()